|
|
|
محلی برای ثبت سوتی ها |
|
| | منو محاسبه میکنی ؟ ======>>> منو مقایسه می کنی ؟ (یه بنده خدایی ) | | نتیتی ؟ =====) ندیدی ؟؟ ========)) احمد رضا مخسره کردی ؟؟؟ ======))) مسخره کردی ؟ احسان
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 19:46 توسط فرزاد
|
دروببند===درو ببست جک ( فرستنده سونیا ) غذارو بپز=== غذارو بپزان سعید ( فرستنده سونیا ) خوش مذگره ===) خوش میگذره ( میلاد) سویا ===) رویا (احسان)ااااه بهش بخندین اینجا که گوشی شارژ نمیده... (کریم)
چلاکس فای ===) فلاکس چای ( ستوان یکم کلانتری ۱۸)
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:56 توسط فرزاد
|
پل هوایی =====) پرت هوایی احسان در به در =======) در با در احسان ماشین =======) ماچین محمد کفش تو توپ کن ======) کفش تو شوت کن ( خودم ) خیلی هم بی مزه بود
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 8:48 توسط فرزاد
|
حتمن ====)) حتما ( خیلی تابلو اگه نویسم کی بود !!! ) آرزو خانم تو همین کامنت قبلی سوتی داد : وای چه همه سوتی مواظب خودمون باشیم ===))) وای چه همه سوتی میدن مواظب خودمون باشیم راستی به منم سر بزنی ===))) راستی به منم سر بزن تفلون ====)) تلفن (محمود ) تی کار کردی ؟ چی کار کردی؟ (احسان) تخته را خاموش کن =====) تخته را پاک کن (خودم )
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 7:18 توسط فرزاد
|
سی تیغه ====) سه تیغه (احسان)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 17:12 توسط فرزاد
|
دکتر پدارم ====) دکتر پدرام (خاله فاطمه) قونوق =====) عونوق ( محمد رضا ) ............ ====) .............. ( قول داده بودم که ننویسم)
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:57 توسط فرزاد
|
سلام !!! خوب تصمیم گرفتم که القاب و سمت ها بچه ها تو دوران مدرسه را بنویسم بخونید اول خودم = لقب ( سوت سوتک - آخه همیشه در حال سوتی گرفتن از معلمان وبچه ها بودم) سمت = وزارت دفاع - آخه هیچ کاری را بدون جواب نمیذاشتم امیر فرهود مانی = لقب ( مانی ۵ تن - وحشتناک چاق بود ! چندتا صندلی ها را هم شکست ) تازه بعد عید چون شرینی خورده بود چاق تر شده بود به مدت یک ماه میشد ---مانی چند تن--- سمت = وزارت نفت ( بشکه بود دیگه ) محمد تقی ضیا = بتلمی یوس ( موهای وحشتناک فری داشت ) سمت = وزارت جنگ (همیشه خدا با مسئولین درگیری داشت اما بازم دوستش داشتن) حمیدرضا لطیفیان = گلابی ( حال و فرم هیکلش مثل گلابی بود) علیرضا عکاف زاده = جقد ( روزا که میومد مدرسه میخوابید و شبا کار میکرد ) البته وضعش بعد نبود ولی خوب اینجوری دوست داشت علیرضا نصر = مورچه (ریزه بود ! همیشه تو دست و پا گم میشد ) ... مرادی (اسم کوچیکش یادم نیست ) = پریسا ( بیچاره مشکل روحی داشت دوست داشت دختر باشه امین هزاریان = شرمنده نمی تونم بگم +۱۸ ( چون برای همه اسم میزاشت یه اسم خفن براش گذاشتیم که جبران بشه) سمت = وزارت کشاورزی ( همیشه تو کلاس چیز میاورد که بخوریم ) خیلی بچه با حالی بود یادش بخیر !!! محمد کردابادی = وزغ (شکل وزغ بود ) سیاوش خرم روز = گودزیلا ( خیلی خیلی گنده بود ! مدیر ناظم هم ازش میترسیدن ) سمت = وزارت جهاد و سازندگی (همینجوری یه سمت بهش دادیم ) علیرضا ایرانپور = جوجه اردک زشت (سال اول خیلی زشت بود ولی بعد سال آخره خوشگل شد) احسان ضیایی فر = فستیوال ( یک مجموعه کامل از جکها و متلک ها و کم نیاری ها بود) سمت = احسان تمام ------------ بقیه را هم چون بدشون میومد اسم نذاشتیم ولی بقیه همه با هم شوخی داشتیم !
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 9:22 توسط فرزاد
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:51 توسط فرزاد
|
مغز مرگی ç مرگ مغزی (حسین) یکاب ç رکاب (احسان) داستان سهتم و رستاب ç داستان رستم و سهراب ( حج علی) قارفله ç قافله (ابوالفضل) کشم و قیش ç قشم و کیش (امیر فرهود) قلیط بطار ==> بلیط قطار
چه کلاسی ساعت داری؟ ==> چه ساعتی کلاس داری؟ (ابوالفضل)
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 22:50 توسط فرزاد
|
|