|
|
|
محلی برای ثبت سوتی ها |
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 19:34 توسط تینا
|
اگه اینو نمی نوشتم لال از دنیا می رفتم خیلی تابلو اگه نویسم کی بود !!!---------->خیلی تابلو اگه بنویسم کی بود!!!(خود فرزاد تو پست قبلی)
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 10:35 توسط فاطمه
|
حتمن ====)) حتما ( خیلی تابلو اگه نویسم کی بود !!! ) آرزو خانم تو همین کامنت قبلی سوتی داد : وای چه همه سوتی مواظب خودمون باشیم ===))) وای چه همه سوتی میدن مواظب خودمون باشیم راستی به منم سر بزنی ===))) راستی به منم سر بزن تفلون ====)) تلفن (محمود ) تی کار کردی ؟ چی کار کردی؟ (احسان) تخته را خاموش کن =====) تخته را پاک کن (خودم )
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 7:18 توسط فرزاد
|
دو نفر آدم بلوغ = دو نفر آدم بالغ ( مریم ) فتوکوپلی = فتوکوپی ( مادرشوهر آزاده ) تنفس کشیدن = نفس کشیدن ( شکوفه بهار ) بهبایی = بهبهانی ( معلم تاریخ ) می کشیدمت = می کشمت ( لیلا )
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 17:27 توسط تینا
|
سی تیغه ====) سه تیغه (احسان)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 17:12 توسط فرزاد
|
نتایج نسشت بغداد را مثبت بود====) نتایج نشست بغداد را مثبت خواند (شبکه خبر)
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 9:38 توسط فاطمه
|
دکتر پدارم ====) دکتر پدرام (خاله فاطمه) قونوق =====) عونوق ( محمد رضا ) ............ ====) .............. ( قول داده بودم که ننویسم)
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:57 توسط فرزاد
|
سلام !!! خوب تصمیم گرفتم که القاب و سمت ها بچه ها تو دوران مدرسه را بنویسم بخونید اول خودم = لقب ( سوت سوتک - آخه همیشه در حال سوتی گرفتن از معلمان وبچه ها بودم) سمت = وزارت دفاع - آخه هیچ کاری را بدون جواب نمیذاشتم امیر فرهود مانی = لقب ( مانی ۵ تن - وحشتناک چاق بود ! چندتا صندلی ها را هم شکست ) تازه بعد عید چون شرینی خورده بود چاق تر شده بود به مدت یک ماه میشد ---مانی چند تن--- سمت = وزارت نفت ( بشکه بود دیگه ) محمد تقی ضیا = بتلمی یوس ( موهای وحشتناک فری داشت ) سمت = وزارت جنگ (همیشه خدا با مسئولین درگیری داشت اما بازم دوستش داشتن) حمیدرضا لطیفیان = گلابی ( حال و فرم هیکلش مثل گلابی بود) علیرضا عکاف زاده = جقد ( روزا که میومد مدرسه میخوابید و شبا کار میکرد ) البته وضعش بعد نبود ولی خوب اینجوری دوست داشت علیرضا نصر = مورچه (ریزه بود ! همیشه تو دست و پا گم میشد ) ... مرادی (اسم کوچیکش یادم نیست ) = پریسا ( بیچاره مشکل روحی داشت دوست داشت دختر باشه امین هزاریان = شرمنده نمی تونم بگم +۱۸ ( چون برای همه اسم میزاشت یه اسم خفن براش گذاشتیم که جبران بشه) سمت = وزارت کشاورزی ( همیشه تو کلاس چیز میاورد که بخوریم ) خیلی بچه با حالی بود یادش بخیر !!! محمد کردابادی = وزغ (شکل وزغ بود ) سیاوش خرم روز = گودزیلا ( خیلی خیلی گنده بود ! مدیر ناظم هم ازش میترسیدن ) سمت = وزارت جهاد و سازندگی (همینجوری یه سمت بهش دادیم ) علیرضا ایرانپور = جوجه اردک زشت (سال اول خیلی زشت بود ولی بعد سال آخره خوشگل شد) احسان ضیایی فر = فستیوال ( یک مجموعه کامل از جکها و متلک ها و کم نیاری ها بود) سمت = احسان تمام ------------ بقیه را هم چون بدشون میومد اسم نذاشتیم ولی بقیه همه با هم شوخی داشتیم !
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 9:22 توسط فرزاد
|
انتساد = انسداد ( معلم جامعه ) کتاب کاج = کتاب گاج ( همون معلم جامعه ) کتاب قاج = کتاب گاج ( معلم زبان ) قالباما = قابلمه ( زن همسایه ) ششتم = ( همون زن همسایه )
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 2:35 توسط تینا
|
آب در تشنه و ما کوزه لبان میگردیم ---------->(استاد)
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:10 توسط فاطمه
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:51 توسط فرزاد
|
مغز مرگی ç مرگ مغزی (حسین) یکاب ç رکاب (احسان) داستان سهتم و رستاب ç داستان رستم و سهراب ( حج علی) قارفله ç قافله (ابوالفضل) کشم و قیش ç قشم و کیش (امیر فرهود) قلیط بطار ==> بلیط قطار
چه کلاسی ساعت داری؟ ==> چه ساعتی کلاس داری؟ (ابوالفضل)
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 22:50 توسط فرزاد
|
|